محمد قبادی، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با تشریح جایگاه تاریخ شفاهی در شناخت و مستندسازی گذشته، این رویکرد را نوعی تاریخ مردمی دانست که از تجربه زیسته طبقات مختلف جامعه سرچشمه میگیرد و اظهار کرد: تاریخ شفاهی، تاریخی برخاسته از مردم است که ثبت و ضبط آن، بهویژه در حوزه صنعتپژوهی، اهمیت دارد و میتواند ابعاد کمتر دیدهشده زندگی اجتماعی و تحولات تاریخی را آشکار کند.
وی با تاکید بر قابلیت استنادی تاریخ شفاهی افزود: تاریخ شفاهی را میتوان بهعنوان یک سند مورد توجه قرار داد. اسناد رسمی، که در ادبیات تاریخی از آنها با عنوان اسناد دیوانی و در ادبیات امروز با عنوان اسناد دولتی یاد میشود، همواره پاسخگوی تمام پرسشها درباره یک موضوع یا رویداد تاریخی نیستند. در چنین شرایطی، اهمیت تاریخ شفاهی برجسته میشود؛ زیرا میتواند اطلاعات مغفولمانده را تکمیل کند و دانشی را در اختیار نسلهای آینده قرار دهد که برای حفظ، نگهداری و انتقال تاریخ ارزشمند است.
این پژوهشگر تاریخ با اشاره به نقش تاریخ شفاهی در انتقال تجربههای انباشته بشری تصریح کرد: اگر تاریخ شفاهی وجود نداشت، بدون تردید بخشی از دانش و تجربه بشر، از تجربههای پنجاه سال پیش تا اندوختههای هزار سال گذشته، به نسلهای بعد منتقل نمیشد.
قبادی ادامه داد: تاریخ شفاهی در واقع میتواند بخشی از تاریخ ناگفته و نوشتهنشدهای را که در اسناد دولتی و رسمی بازتاب نیافته است، جبران کند. اگر این شیوه وجود نداشت، تجربه زیسته انسانها به شکلی که امروز از طریق تاریخ شفاهی منتقل میشود، امکان انتقال به نسلهای بعد را نمییافت و بخشهایی از شناخت ما از گذشته، بدون پشتوانه این روایتها باقی میماند.
تاریخ شفاهی؛ روایت مردم از تاریخی که خود ساختهاند
وی در تبیین اهمیت مخاطبشناسی در تدوین تاریخ شفاهی گفت: اگر مخاطب هدف ما مردم عادی و مردم کوچه و خیابان باشند، باید توجه کنیم که همین مردم زندگی اجتماعی را شکل دادهاند و تاریخ آن را ساختهاند. برای مخاطبی که خود بخشی از فرایند تاریخسازی بوده است، اهمیت دارد بداند در دورهای که زندگی کرده، چه گذشته و جامعه در چه شرایطی قرار داشته است.
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر گستره موضوعی تاریخ شفاهی خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، در حوزه علوم انسانی نمیتوان چارچوب محدود و مشخصی برای تاریخ شفاهی قائل شد، زیرا موضوع اصلی تاریخ، انسان است و انسان نیز تجربه زیسته خود را منتقل میکند. ازاینرو، تاریخ شفاهی میتواند در حوزههای گوناگون علوم انسانی به کار گرفته شود و به شناخت دقیقتر ابعاد مختلف زندگی و تجربه بشری کمک کند.
قبادی با اشاره به امکان بهرهگیری از تاریخ شفاهی در حوزه روانشناسی افزود: در این حوزه نیز میتوان از تاریخ شفاهی بهره گرفت، برای مثال، پیشینه بیماریها و شیوههای درمان در طول زمان، از موضوعاتی هستند که تجربههای مرتبط با آنها میتواند از طریق روایتهای شفاهی ثبت و منتقل شود. چنین رویکردی امکان شناخت بخشی از تجربههای انسانی را فراهم میکند که ممکن است در منابع مکتوب رسمی بهطور کامل بازتاب نیافته باشند.
وی در ادامه، میراثفرهنگی و باستانشناسی را از دیگر حوزههای برخوردار از ظرفیت تاریخ شفاهی برشمرد و اظهار کرد: بسیاری از باستانشناسان، تجربههای خود را بهصورت کلی یا جزئی در گزارشهای رسمی ثبت میکنند اما همه جزئیات و ظرایف یک تجربه پژوهشی لزوما در این گزارشها منعکس نمیشود. برای دستیابی به این لایههای کمتر ثبتشده، لازم است پای صحبت باستانشناسان نشست و در قالب گفتوگویی تخصصی، پرسشهایی را مطرح کرد که به کشف و ثبت جزئیات بیشتر منجر میشوند.
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه چنین ظرفیتی به حوزه باستانشناسی محدود نیست، افزود: در حوزه دیپلماسی، تاریخ و علوم اجتماعی نیز شرایط به همین شکل است و گفتوگو میتواند زمینه ثبت تجربهها و دستیابی به اطلاعاتی را فراهم کند که در منابع رسمی یا گزارشهای مکتوب بهطور کامل منعکس نشدهاند.
قبادی در پایان تاکید کرد: گفتوگو بهعنوان ابزاری برای کشف تاریخ، الزاما به حوزه تاریخ محدود نمیشود، بلکه میتواند تمام حوزههای علوم انسانی را در بر بگیرد. از این منظر، تاریخ شفاهی فرصتی برای ثبت تجربههای انسانی، تکمیل منابع موجود و انتقال دانش و روایتهایی است که حفظ آنها برای شناخت گذشته و بهرهگیری نسلهای آینده اهمیت دارد.
انتهای پیام/
نظر شما